خواجه نصير الدين الطوسي

285

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و چنان كه كبوتر در مسكن كسى توطن سازد با او انس گيرد و بحريم و خانه او طواف كند اشكال و امثال را نزديك او جمع آرد مردم نيز چون بر خلق كسى واقف شود و باختلاط او راغب گردد و بمؤانست او مبتهج باشد اقران و اشباه خود را بر او دلالت كند بلكه حيوان ناطق بر حيوان غير ناطق در حسن و صفا و اشاعت ثناء و نشر محاسن راجح باشد ، و ببايد دانست كه همچنانكه شركت دادن اصدقاء با خود در سر و احتراز از اختصاص و انفراد خود بنعيم دنيا واجب بود بمشاركت نمودن با ايشان در ضر از آن واجبتر بود و اداى آن حقرا در چشم مردم وقع بيشتر چنان كه گفته‌اند : دعوى الاخاء على الرخاء كثيرة * بل فى الشدايد يعرف الاخوان و چون چنين بود در مصائب و نكبات و تغير ( تغيير خ ب ) احوال و اوقات كه دوستان را طارى شود مواسات با ايشان بنفس و مال و اظهار تفقد و مراعات زياده از معهود لازم بايد شمرد و در آن انتظار التماس ايشان چه بتصريح و چه بتعريض محظور دانست . بل بفراست و كياست بر مكنون ضماير و اندرون دلهاى ايشان اطلاع بايد يافت و در انجاح مطالب پيش از اظهار طلب ، غايت جهد مبذول داشت و در اندوه و غم مساهمت و مقاسمت نمود تا باشد كه بعضى از مؤنت مشقت ايشان كفايت كند و بموافقت و مشاركت تخفيف و سلوت يابند و اگر بمرتبهء از مراتب بزرگى و سيادت رسد ، ياران و دوستان خود را با خود مستغرق آن كرامت گرداند بىآنكه خود را در آن رجحانى نهد يا شايبهء منتى ملوث كند ، و اگر وقتى از دوستى وحشتى يا نقصان مؤانستى احساس نمايد در مخالطت و استمالت او جهد زياده كند ، چه اگر او نيز بسبب غيرتى يا تكبرى يا احتراز از مذلتى يا ارتكاب سوء خلقى تأنى كند